
نگاهی کوتاه به صحبت هایی کوتاه در مورد مجلس و قدرت و جایگاه آن

پيام بمناسبت آغاز بكار هفتمين دوره مجلس شورای اسلامی
امروز كشور و منطقه ی ما در شرايط ويژه ئی به سر می برد. حضور نيروهای متجاوز و اشغالگر آمريكايی و انگليسی در عراق و تحريكات مستكبرانه و ابلهانه ی آنان و بخصوص جريحه دار ساختن احساسات دينی و غيرت ملی مسلمانان، وضعيت حساسی پديد آورده است. برخی تهديدها كه تضعيف جايگاه جمهوری اسلامی و كندی يا توقف روند دانش و فناوری را هدف گرفته است، نيز دامن زده می شود.
بی شك اينها هيچيك نخواهد توانست خللی در عزم راسخ مسوولان پديد آورد و گام استوار ملت و دولت را سست كند ، نمايندگان مردم در مجلس وظيفه ی سنگينی در اين باره بر عهده دارند. گفتار و عمل آنان بايد يكپارچگی ملت، عزت ملی ، ايمان و اميد و تلاش ، بيداری و آگاهی ، اخلاق و قضيلت و آزادگی و عزم و اراده ی پولادين را برای كشور به ارمغان آورد. چنين مجلسی بيشك، عصاره ی فضائل و بطور طبيعی در رأس امور خواهد بود.
توفيق يكايك شما را از خداوند متعال مسالت می كنم.
والسلام عليكم و رحمة الله
سيد علی خامنه ای
ششم خرداد 1383
در ديدار اعضاى هيأت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان1374.11.14 ))
مجلس، مظهر آراء مردم در اداره اين نظام است. حال شما ببينيد انتخابات مجلس چقدر مهم است! تقدير امر مجلس و انتخابات بايد با چنين همهجانبهنگرىاى انجام گيرد. صرف اين نيست كه حالا ما يك كشور داراى دمكراسى هستيم و مردم بايد رأى بدهند و حضور پيدا كنند؛ نه. اين اساس موجوديت نظام است. حضور مردم اينقدر تأثير دارد. بنابراين همانطور كه امام(رضواناللَّه عليه) فرمودند مجلس در رأس امور است، اين انتخابات هم انتخاباتى است براى چنين مجلسى؛ لذا هركس به هرنحوى در اين انتخابات دخالت دارد، بايد به آن اهميت بدهد.

امام خمینی در جمع فرمانداران و اعضای شوراهای روستایی
حضرت امام خمینی (س) سخنرانى 13 دی ماه 1362 در جمع فرمانداران، بخشداران و اعضاى شوراهاى روستایى نیز که در خصوص وظایف فرمانداران و بخشداران در حکومت اسلامى واهمیت انتخابات سخن گفتند.ایشان در بخشی از این سخنرانی که حضور داشتندکه ناطق نورى، (وزیر کشور)- عبدالله نورى، (نماینده امام در جهاد سازندگى) نیز حضور داشتند فرمودند : ....باید عرض کنم که یکى از امورى که مطمح نظر آنهایى است که مىخواهند این انقلاب را به شکست برسانند قضیه مجلس است. مجلس یک چیز سهلى نیست کارش. مجلس یک چیزى است که در رأس همه امورى که در کشور است واقع است. یعنى مجلس خوب همه چیز را خوب مىکند و مجلس بد همه چیز را بد مىکند. و لهذا آنهایى که قبلًا در این کشور حکومت داشتند سعیشان این بود که مجلس را نگه دارند. آن وقتى که دیگر مجلس تحقق پیدا کرده بود و مشروطه شده بود و مجلس پیدا شده بود، سعى مىکردند که مجلس را به دست بیاورند. آن وقت که نمىتوانستند با فشار مردم را الزام کنند باید کیک را چیز بکنید، آن وقت با حیلهها مىکردند، ایادى خودشان، در بلاد، و مردم بیچاره را یا اغفال مىکردند یا خانها وادار مىکردند و وقتى که رضا خان آمد در کار، دیگر قضیه، قضیه این بود که دست شاهنشاه بود، همه چیز دست او بود. البته این آخر هم همین جور بود. فرماندارها هر جا بودند مأمور بودند که در آنجا این آدم را از صندوق بیرون بیاورند. بتوانند مردم را وادار کنند به این کار؛ نتوانستند صندوقها را عوض بکنند، نتوانستند صندوقها را بد بخوانند و همه چیز هم دست خودشان بود. مردم هم چون مأیوس شده بودند کنار رفته بودند، راه دیگر باز بود. یکى از امور بسیار مهم که آنها کارهاى خودشان را با آن انجام مىدهند مأیوس کردن قشرهاى مختلف کشور است. مأیوسشان بکنند از اینکه ما کار ازمان مىآید. کوشش داشتند در رژیم سابق به اینکه مردم را از همه چیز مأیوس کنند، «ما نمىتوانیم، باید از غرب درست بشود، ما همسایه کذا داریم». کوشش مىکردند در این معنا و کسانى که در مجلس پیدا مىشد احیاناً که مقابل بایستد، آنها یا همان ایادى خود آنها در مجلس مىکوبیدند آنها را، و یا اگر نمىشد آنها را از بین مىبردند. مأیوس مىکردند مردم را از اینکه بتوانند خودشان یک کارى انجام بدهند، طبیب بتواند آپاندیس را معالجه کند. این دردآور بود هر وقت من فکرش را مىکنم متأثر مىشوم از اینکه در زمان محمد رضا براى یک آپاندیس از خارج طبیب آوردند، و این سرکوبى اطبا محترم ما بود. کارشناس از خارج مىآوردند، ارتش حتماً باید کارشناساش از امریکا بیاید. یا اگر آن وقت بود از جاى دیگر بیاید.
براى ما کارشناس مىآوردند. براى کارخانههاى ما کارشناس مىآمد. مىآمد که نگذارد خود شما بفهمید. کارشناس ارتشى مىآمد که نگذارد ارتش چیز بفهمند. نه این که مىآمد به آنها تعلیم کند، مىآمد که جلوى تعلم را بگیرد.(منبع :صحیفه امام،ج 18 ،ص 279 تا286 )

احمدینژاد در ادامه با اشاره به بحث استقلال قوا از یکدیگر خاطرنشان کرد: بعضیها استقلال قوا را فقط برای قوه مقننه و قوه قضائیه میخواهند. اتفاقاً قوه مجریه، قوه اول کشور است، بعضیها یک جمله حضرت امام(ره) را متعلق به زمانی که نظام ما پارلمانی بوده برجسته میکنند، آنزمان رئیسجمهور مسئول اداره کشور نبوده بلکه نخستوزیر مسئول اداره کشور بوده که از طریق مجلس انتخاب میشده است. آن موقع مجلس بالاترین بود. اکنون در قانون اساسی قوه مجریه بار اصلی اداره کشور را بر دوش دارد و قوای دیگر باید کمکش کنند. ضمن اینکه در قوه مجریه، جایگاهی است بهنام ریاست جمهوری. احمدینژادی علاوه بر اینکه احمدینژاد هست، رئیس دولت هم هست. احمدینژاد بعد از رهبری بالاترین مقام کشور است، احمدینژاد مجری قانون اساسی هم هست، این دیگر به استقلال قوا ربطی ندارد. مردم رأی مستقیم میدهند، رئیسجمهور که انتخاب میشود، رئیس دولت است، رئیس قوه مجریه است، این یک قوه مستقل است. علاوه بر اینها رئیسجمهور مجری قانون اساسی هم است، مسئول امور اداری، برنامه، بودجه و استخدامی کشور شخص احمدینژاد است. یعنی سایر قوا هم اگر بخواهند کار برنامه، بودجه، استخدامی و اداری داشته باشند مسئولش رئیسجمهور است. معنای این موضوع، دخالت در قوا و نقض استقلال قوا نیست.
احمدینژاد در خصوص «اتحاد قوا» نیز اظهار داشت: ما واقعاً حداکثر تعامل با قوا را داریم. هر چقدر علیه ما انتقاد شود ما سکوت میکنیم. ما فکر میکنیم، سه قوه یکی هستند، تفکیک قوایی که از غرب آمده در نظام اسلامی اصالت ندارد. حقیقت یک تقسیمکار است و خود کار یک موضوع بیشتر نیست و آن ساختن ایران و خدمت به مردم و اجرای عدالت است. این کار تقسیم شده و هر کس گوشهای از کار را میگیرد. همه اجزای یک مجموعه هستند ولی بنا بر یک منطقی باید تقسیم کار شود.