آخرین مصاحبه شهید دکتر بهشتی درباره نسبت دکتر شریعتی با روحانیت و جریان های انقلاب

دین - آخرین مصاحبه شهید دکتر بهشتی درباره زنده‌یاد دکتر علی شریعتی در 29 خرداد 1360 که در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی منتشرشده است.

 

آشنایى شما با دکتر از چه زمانى آغاز مى‏شود؟ در این رابطه اگر خاطراتى از ایشان دارید عنوان بفرمایید.

بسم‏الله الرحمن الرحیم. نخستین آشنایى من با مرحوم دکتر شریعتى مربوط مى‏شود به سال 1349. در تابستان آن سال در مشهد با آقاى خامنه‏اى و مرحوم دکتر شریعتى و بعضى از آقایان چند جلسه داشتیم و پیرامون مسائل و نیازها صحبت کردیم. در همان مواقع عده‏اى از افراد علاقه‏مند به تنظیم مواضع فکرى اسلامى جلساتى داشتند و خلاصه کارشان را در مجموعه‏اى تنظیم کرده بودند. در آن مجالسى که داشتیم گاهى هم پیرامون دین بحث و صحبت مى‏شد؛ ولى به‏طور عمده با دکتر پیرامون حرکت اسلامى و جنبش اسلامى و نیازهاى آن در شرایطى که جنبش در آن موقع داشت و همچنین آینده جنبش گفت‏وگو مى‏کردیم. به‏هر حال جلسات خوب و سودمندى بود. از آن به بعد باز جلسات گفت‏وگو و بحث داشتیم. مخصوصاً زمانى که دکتر به تهران آمدند گاهى فرصت‏هایى براى تبادل‏نظر و گفت‏وگو پیش مى‏آمد.

ادامه نوشته

روزی به نام امروز


خرداد را همیشه ی تاریخ...

این روزها خوب می فهمم.چندی است دارم می فهمم.می فهمم؟نه فهمیدن یک راز ،یک ابهام نمی تواند یک فعل استمراری باشد.

یکبار به مجهولی پی میبریم و از سری آگاه میشویم و بعد باید بگوییم:من آنرا مثلا سه سال پیش فهمیدم،عصر فلان روز،چهاشنبه،در اثنای یک دیدار،یک حادثه ...فهمیدم. عقل چنین میفهمد.عقل ابزارش منطق است و منطق دو حالت را بیشتر نمی داند:"می فهمیم" ، "نمی فهمیم"و همین!بیش ازاین نیازی هم ندارد.

سه سال پیش اول یا علی گفتیم و عشق آغاز شد ولی بعدها افتاد مشکلها البته بعضی مشکلها از جهت دیدی که انسان پیدا می کند و می فهمد خوب است ولی بعضی موارد غیرقابل تحمل است.طوریکه فقط ترجیح میدهیم به درون خود پناه ببریم البته اگر با خود غریبه نشده باشیم.

آیا هرپرتویی را باید کشت؟

آنکه درد خویش را فریاد میکند؟

آیا هر حلقوم و فریادی را باید برید؟

 امروز باید دور از این جزیره دروغین در کشور سبز ایمان خویش،گریزان از جاهلیت قوم،بر قله بلند مشرق آفتاب خویش،فریاد بزنیم:

امید در فرداست...انسان به امید زنده است...

در برابر این آسمان کبود،همتی که از هرچه رنگ تعلق پذیرد،آزاد است و به مطلق میرسد.

سکوتت را بشکن شاید فردایی نباشد ، شاید فردایی نباشد تا تو خواستن را فریاد کنی  

کفش‌تان شخصیت شما را لو می‌دهد!


روانشناسان دانشگاه کانزاس با انجام تحقیقاتی اعلام کردند که می توان از راه نگاه کردن به کفشها درباره شخصیت انسانها اظهار نظر کرد.

روانشناسان دانشگاه کانزاس به این نتیجه رسیده اند که سبک، ارزش، رنگ و شرایط کفش می تواند تصویری از احساسات، ویژگیهای سیاسی و فردی را منتقل می کند.

در آزمایشهای انجام شده چون سرگشودن یک راز، ناظران تصاویری از یک جفت کفش را بررسی کرده اند که از طریق آن قادر بودند شخصیت فرد را حدس بزنند.

63 دانشجو به تصاویر 208 جفت کفش متعلق به داوطلبان این آزمایش نگاه کردند. هرکدام از داوطلبان پیشتر پرسشنامه شخصیتی را پر کرده بود و از هر کدام خواسته شده بود که معمولی ترین کفشهای خود را در اختیار این آزمایش قرار دهند.

براساس این تحقیق که نتایج آن در مجله تحقیقات شخصیت منتشر شده، از ناظران خواسته شد به هرجفت از کفشها نگاه کرده، جنسیت، سن و جایگاه اجتماعی فرد را حدس بزنند.

ادامه نوشته

تصاویر نادیده از یورو 2012

http://hamedrastgoo.mihanblog.com/post/762

لطفا به این آدرس مراجعه کنید

مـلا و شـراب فـروش !

ارسال در تاریخ 1391/03/20 توسط هم وطن

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :
یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !
و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!


"پائولو کوئیلو"

بدون یک انقلاب عمیق فکری هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نیست
 
 
( رعد آیه11)

به اندازه یک بزغاله...


شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی

که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
در این خط جمله را بیــجا نشـاندی ‏

سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
به نان و آب مجــانی کشــاندی

از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی

سخن هایت ز حکمت دفــتری بود
چه کفتر ها از این دفتر پراندی

ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق
ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریسمان بود
دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
سلامـی هم به میــمون میرساندی

مرحومه سیمین بهبهانی

ادامه نوشته

گزارش تصويري از برگزاری نمایشگاه امام موسی صدر و امام خمینی در اصفهان

این نمایشگاه در تاریخ 91/3/11 در گلستان شهدای اصفهان برگزار شد

عکسها را در ادامه ببینید


ادامه نوشته

دردهای اساسی ما ایرانیان..

به روایت صادق هدایت

در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند، این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد! و اینک؛ سی و هفت درد و عیب اساسی اجتماعی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد!

1. اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

2. اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

3. با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

4. به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

 
5. بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.

 
6. در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

 
7. کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.

 
8. غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

 
9. بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم....


برگرفته از وبلاگ خدایا سرنوشت ما را خیر بنویس...

ادامه نوشته

قصه تلخ سه جزیره...استخوان لای زخم


حکایت داستان سه جزیره میان ما و اماراتی ها از آن استخوان لای زخم هایی است که نه بنظر می رسد تمام شدنی باشد و نه اصلاح شدنی. داستان سه جزیره شباهت زیادی به داستان باغ قلهک سفارت انگلستان دارد. تا زمانی که روابط میان ما و لندن عادی است، پرونده باغ قلهک در بایگانی وزارت خارجه است. اما به محض آنکه رعد و برقی در روابط ایران و انگلستان زده می شود ما پرونده را از بایگانی بیرون می آوریم و مجددا بر روی میز قرار می دهیم. و زمانی هم که آب ها از آسیاب می ریزد، مجددا پرونده را باز می گردانیم به بایگانی. حکایت مرافعه ما هم با اعراب بر سر سه جزیره بر همین سیاق است.

ادامه نوشته