وصيتنامه اي از سردار رشيد اسلام شهيد دکتر مصطفي چمران خطاب به امام موسي صدر
اما سير اين وصيتنامه خود داستاني خواندني دارد که اينک بدان مي پردازيم:
کاشف اين وصيتنامه، دانشمند محترم و کارشناس کهنه کار مسائل سياسي خاورميانه، جناب آقاي محمد علي مهتدي است. اين برادر عزيز از دوستان دردمند و قديمي امام صدر است، و سالها مسئوليت دفتر صدا و سيماي جمهوري اسلامي را در بيروت بر عهده داشته است. از جمله در سال1361، که اسرائيل به لبنان حمله نمود و تا دروازه هاي بيروت پيش آمد. آقاي مهتدي تعريف مي کرد که در روزهاي آغازين جنگ، با همکاران خود براي تهيه گزارش به جنوب رفتند. طبعاً به شهر صور و مؤسسه صنعتي جبل عامل نيز سر زده بودند. ساختمان مدرسه در اثر اصابت بمب و خمپاره آسيب ديده بود. يکي از اتاقهاي آسيب ديده، اتاق قديمي دکتر چمران بود. همان اتاقي که ساعتها گفتگوي آقاي مهتدي و دکتر چمران را پيرامون مسائل لبنان، خاورميانه، انقلاب اسلامي ايران و …، نظاره کرده بود. کاغذها، دفاتر و پرونده هاي زيادي بر روي زمين پخش شده بودند. در همان حالي که فيلمبرداران به کار خود مشغول بودند، آقاي مهتدي نيز کاغذها را بررسي مي کرد. و در ميان کاغذها به وصيتنامه مورد نظر برخورد نمود. مطالعه وصيتنامه ايشان را منقلب نمود. همانگونه که همکاران لبناني، و در انتهاي آن روز خانواده آقاي مهتدي و ميهمان آن روزشان خانم فاطمه نواب صفوي را نيز متأثر نمود.

