امير را جدي بگيريم!
شخصيتي كه غزالي ماهها مقابل دوربين زحمت كشيده و خلاقيت به خرج داده تا او را باورپذير كند. اما آيا مخاطبان و ديگر سربازها امير را باور ميكنند؟ شخصيتي كه در مسير نوجواني به جواني است. صورتش پراست از جوشهاي غرور و هر جا كه مجالي يابد شروع ميكند به حرف زدن تا خودي نشان دهد. بعضيوقتها هم اتفاقات را پيشبيني ميكند و به ديگران هشدار ميدهد كه آيا كار آنها به نتيجه ميرسد يا نه!
امير پيشبيني كرد كه عموهايش كه با هم قهر هستند اگر رودروي هم قرار گيرند با هم آشتي نميكنند و نكردند. امير با مادر بزرگه راه افتاد و به خانه بيشتر عمهها و عموها سرزد و همه آنها را در همان قسمت اول سريال به ما معرفي كرد. به هر خانهاي هم كه رفت حرفي زد كه درست از كار درآمد. او انگار همه جا هست و مثل يك داناي كل از همه چيز خبر دارد، اما خانواده و اطرافيان او را جدي نميگيرند و خواهرش رُك و راست به او ميگويد تو وقتي خُلي با مزهتري. آيا امير قرار است تا آخر سريال خُل بماند و نخودي باشد يا قرار است اتفاقاتي براي اين شخصيت كه تا اينجاي سريال مهمترين شخصيت قصه بوده، رخ دهد؟
هادي مقدمدوست، يكي از نويسندگان سريال وضعيت سفيد درباره امير و مقطع سني كه براي او انتخاب شده به «جامجم» گفت: امير دوران بلوغ را سپري ميكند. شخصيت او در حال شكلگيري است و اين براي ما مهم بود. امير از نقطهاي در قصه آغاز ميشود و در انتهاي داستان جايي كه شخصيتش شكل ديگر و جديتري به خود گرفته، تمام ميشود. مقدم دوست درباره پرگوييهاي امير ميگويد: اين مشخصه سن امير است. اينجور شخصيتها تا موقعيتي برايشان به وجود ميآيد شروع به حرف زدن ميكنند. مثلا در قسمت دوم سريال وقتي ترس شيرين را ديد، شروع كرد به صحبت كردن و آنقدر حرف زد كه همه را كلافه كرد. اما همين شخصيت وقتي پرگويي عمه محترمش (افسانه بايگان) را ميبيند، نسبت به آن واكنش نشان ميدهد. همه اينها مشخصات دوران بلوغ است. امير براي ما شخصيت مهمي بود، چون در پايان قصه با اتفاقاتي كه براي امير ميافتد او كاملا تغيير ميكند.
يونس
غزالي وقتي بچه بوده بازيگري مقابل دوربين را تجربه كرده، اما از ظرفيتها
و تواناييهاي او در سن نوجوانياش پيش از وضعيت سفيد هيچ كارگرداني
استفاده نكرده است. اينها گفتههاي مقدمدوست درباره يونس غزالي است.
نويسنده وضعيت سفيد بر اين باور است كه اين بازيگر بسيار تواناست و در طول
سريال اين تواناييها بيشتر ديده خواهد شد.امير تا اينجاي قصه مانند نخ
تسبيح شخصيتها و ماجراهاي قصه را به هم وصل كرده و قرار است بعد از اين
براي او اتفاقات جديتري هم رخ دهد، پس بهتر است ما هم او را جدي بگيريم و
با او همراه شويم.