مرا ببين و بفهم و راي مرا بگير
بيشترين كلمه اي كه در قرآن كريم بعد از كلمه ي "اراده"آمده "عقل" است.
توجه به فزوني نقش شگفتي ساز انتخابات در سرنوشت اكثر كشورهاي روبه توسعه،اهميت بررسي و تحليل رفتار انتخاباتي در كشور ما نيز مضاعف شده است.در آستانه نهمين دوره انتخابات مجلس قرار داريم،پرسش اصلي ذهن بسياري اينست كه ميزان مشاركت در انتخابات چقدر خواهد بودو چه عواملي ميزان مشاركت را تعيين مي كند.در اين مقاله تنها به مواردي چند از اين موارد و آن هم به صورت خلاصه خواهيم پرداخت:
1-امروزه روز،زمان وعده وعيدهاي انتخاباتي كه در اكثر موارد از روي كاغذ فراتر نرفته،گذشته و نمي توان راي مردم را با حواله دادن به ناكجا آبادها خريد.در اين زمانه تنها كانديدايي موفق است كه قادر باشد تصويري واقعي از "برداشتي" كه قرار است از اين "كشت" حاصل گردد را به نمايش بگذارد.رفتار انتخاباتي مردم تغيير يافته و بلوغ فكري ملت ايران اجازه ورود پابرهنه به حريم ذهني و عيني اش را نمي دهد.لذا بايد سازوكارهاي متناسب،جهت هدايت و افزايش مشاركت انتخاباتي مردم به كار بسته شود.
البته رعايت اين اصول تنها در دوماه،يك ماه و يك هفته مانده به انتخابات كاربردي و نتيجه بخش نخواهد بود بلكه تجربه نشان مي دهد كه فرايندهاي سياسي به اندازه اي در طولاني مدت شكل مي گيرندكه در كوتاه مدت نمي توان تغيير زيادي در آنها ايجاد كرد ،پس لازم است نگاه كوتاه مدت و ابزاري به رفتار سياسي مردم نداشت.
2-جمله تكراري و درعين حال مهم قبل از هر انتخابات :
انتخابات بايد با سلامت اخلاقي برگزار شود.اما آيا مي شود؟!!
در پس و پيش اين پرسش ها قضاوتي نيست،صراحت اما هست تا ذهن هر آنكه در اين وادي رصد مي كند خود به كنكاش در آيد و داوري كند.
-چگونه است نماينده اي تاكنون گزارش واقعي از عملكرد خود در فضاي رسانه اي و در حضور مردم نداده است؟
(چه سكوتي دنيا را فرا مي گرفت اگر هر كس تنها به اندازه عملكرد خود سخن مي گفت.)
-چگونه است كه شعارها شنيده مي شود تا انتخابات و بعد از آن فراموش مي شود؟
-با چه استدلالي سعي در مجاب كردن مردم براي انتخاب شدن داريم؟
-ملاك پيروزي و موفقيت خود را چه مي دانيم؟من يا ما
-...
ديگر زمان آن رسيده كه برويم به سمت اينكه حرفها و شعارهاي زيبا به اجراء درآيند و از مفهوم به مصداق برسند،چون حافظه تاريخي مردم گذشته ها را مي بيند و آينده را رقم مي زند.
از دامن زدن به هيجانات توده اي و جنگ گفتماني و تبليغات خشن دوري شود و به جاي آن انديشه ها را بيان كنيم،آنان كه از خود اطمينان دارند و ادعاهاي خود را بر براهين محكم استوار كرده اند،از رويارويي در مصاف انديشه ها چه باك؟!!
كساني كه در جامعه اسلامي ايجاد تشنج مي كنند،آگاهانه يا ناآگاهانه در زمين دشمن بازي مي كنند و به مصداق "خود مي كشي و خود تعزيه مي خواني "هستند.پس اگر به دنبال اداي تكليف ايم نه به دنبال قدرت، اخلاقي حركت كنيم.
3-از اختلاف سليقه ها نترسيم تا آنجا كه اقدام بي فكر و نسنجيده رخ ندهد.چون اختلاف سليقه موجب گمراهي نمي شود بلكه حالت نفي غير صحيح نيست.حب و بغضها را بايد كنار گذاشت چون مسير تعقل را منحرف مي كند و انسان را از درك حقيقت باز مي دارد.ومهمتر ازهمه اينكه مراقب باشيم سليقه هامان به حساب دين گذارده نشود،و به عنوان يك امر ديني تلقي نگردد.هرچند:
خدارامحتسب مارابه فرياد دف و ني بخش كه ساز شرع ودين زين افسانه بي قانون نخواهد شد
و در پايان:
بهتر است عملكردمان طوري باشد كه جرات اين را داشته باشيم كه از خود بپرسيم"اما من براي اسلام چه كردم كه اگر مردم،مصداق اين روايت باشم" كه:
«ثلم في الاسلام ثلمة لا سيدها شي ء»
كلام آخر؛
در قرآن كريم از توحيد گرفته تا معاد،از نبوت گرفته تا امامت و زعامت و از آرمانهاي فردي گرفته تا هدفهاي اجتماعي همه بر محور عدل وعدالت استوار شده است و بس...