تاریخ انتشار : 1389/09/22

ويكي‌ليكس و توهم توطئه نخبگان ايراني

آنقدرها طول نكشيد تا نخبگان سياسي ايراني، اعم از دولتي يا مستقل، نسبت به پديده افشاي اسناد وزارت خارجه امريكا در سايت ويكي‌ليكس به اظهارنظر بپردازند اما اظهار ايراني‌ها و درست‌تر گفته باشيم عقيده نخبگان سياسي ايراني در خصوص پديده ويكي‌ليكس و افشاي اسنادي كه از سوي آن صورت گرفته است، چيست؟ در پاسخ بايد گفت پاسخ نخبگان ما در مجموع در چارچوبه گفتمان فرضيه توطئه خلاصه مي‌شود. به عبارت ديگر نخبگان سياسي ايراني، داستان افشاي اسناد از سوي سايت ويكي‌ليكس را «دست خودشان» مي‌دانند اما اينكه اين «خودشان» چه كساني هستند نزد آنان يكسان نيست. برخي معتقدند اين كار توسط تيمي از عناصر داخل خود وزارت خارجه امريكا دارد صورت مي‌گيرد، يعني جناح‌ها و جريانات رقيب در داخل وزارت امور خارجه امريكا براي تضعيف يكديگر و ضربه زدن به حريف دست به اين افشاگري زده‌اند. يك نظريه ديگر اسرائيل و صهيونيست‌ها را پشت اين كار مي‌داند. طرفداران اين نظريه معتقدند صهيونيست‌ها و لابي‌هاي يهودي پرنفوذ درون حاكميت امريكا از جمله در وزارت خارجه براي ايجاد شكاف ميان ايران و اعراب و گسترش «ايران‌هراسي» دست به اين كار زده‌اند. در فرضيه سوم شايد اين انگيزه مطرح مي‌شود با اين تفاوت كه توطئه‌گران به جاي صهيونيست‌ها و لابي‌هاي يهودي طرفدار اسرائيل، خود امريكايي‌ها هستند. آنها مي‌خواهند با افشاي اين اسناد «اجماع اعراب با كشورهاي عربي را عليه ايران فراهم آورند». در پاسخ به اينكه چرا امريكايي‌ها بايد خواسته باشند اجماع كشورهاي عربي عليه ايران تشكيل شود طرفداران اين نظريه جواب داده‌اند ايران در سياست‌هايش در دفاع از مقاومت منزوي شود و نتواند به اين جنبش‌ها كمك كرده و در نتيجه محور مقاومت تضعيف شود. نظريه چهارم پاي تئوري‌هاي علوم ارتباطات را به ميان مي‌كشد، به اين معنا كه امريكايي‌ها تعمداً با افشاي اين اسناد مخاطب را در يك فضاي تعليق و ترديد نسبت به پذيرش يا رد اين اسناد قرار مي‌دهند،

بعد به تدريج و با افشاي اسناد دستچين‌شده اعم از واقعي يا غيرواقعي، مخاطب را سوق مي‌دهند به سمت و سويي كه خود مي‌خواهند بدون آنكه مخاطب متوجه شود كه توسط خود امريكايي‌هاست كه دارد جهت‌گيري مي‌كند. نظريه پنجم رفته است به سروقت همزماني انتشار اسناد ويكي‌ليكس با آغاز دور سوم مذاكرات ايران و 1+5 در ژنو. طرح اسناد افشا‌شده به گونه‌اي است كه نشان مي‌دهد خطر هسته‌اي ايران جدي است و در نتيجه امريكايي‌ها مي‌خواهند غيرمستقيم از طريق انتشار اين اسناد جايگاه ايران را در جريان مذاكره تضعيف كنند. و بالاخره مي‌رسيم به تئوري‌ آخر كه جنگ نرم باشد. تقريباً بسياري از نخبگان سياسي نزديك به دولت افشاگري‌هاي ويكي‌ليكس را بخشي از جنگ نرم به راه‌افتاده از سوي امريكا عليه ايران مي‌دانند. آنچه برشمرديم به هيچ روي به معناي احصاي تمامي تئوري‌ها در باب داستان ويكي‌ليكس نبود. اگر محقق باحوصله‌اي بررسي‌اي در مطبوعات و سايت‌ها به عمل آورد با شمار بيشتر از تئوري‌ها روبه‌رو مي‌شود. آنچه در روايت‌هاي اين دست از نخبگان سياسي ايران وجود ندارد پرداختن به اصل موضوع ويكي‌ليكس و اسناد آن است. در تئوري‌هاي توطئه ما ايرانيان نه سخني از اسناد منتشر‌شده است نه اينكه اين اسناد اساساً چگونه به دست جوليان آسانگ رسيده، نه اينكه اساساً سايت ويكي‌ليكس چيست و از كي تاسيس شده و توسط چه كسي و چه كساني تاسيس شده، نه كلامي در مورد واكنش امريكايي‌ها يا ديگران درباره انتشار اين اسناد است و نه هيچ چيز ديگري در خصوص حقيقت و واقعيت ويكي‌ليكس، جوليان آسانگ و كم و كيف اسناد منتشرشده وجود دارد؛ نه حرف و حديث چنداني در مورد نظر امريكايي‌ها اعم از مسوولان دولتي، صاحب‌نظران، روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه وجود دارد.
در ميان حجم انبوه مطالبي كه نخبگان ما در خصوص ويكي‌ليكس گفته‌ و نوشته‌اند اساساً معلوم نيست كه مقامات امريكايي درباره اين پديده چه گفته‌اند و چه اظهارنظرهايي داشته‌اند. به جاي همه اينها يكسري فرضيه‌هاي توطئه وجود دارد كه صهيونيست‌ها و اسرائيلي‌ها چه هدفي از اين كار داشته‌اند، وزارت خارجه امريكا چه قصد و غرضي از اين كار داشته، جمهوريخواهان يا دموكرات‌ها در وزارت خارجه چگونه خواسته‌اند به يكديگر ضربه بزنند، چگونه خواسته‌اند ايران‌هراسي را رواج بدهند، چگونه خواسته‌اند با انتشار اين اسناد ميان ايران و اعراب اختلاف بيندازند، چگونه افشاگري ويكي‌ليكس بخشي از جنگ نرم امريكا عليه ايران است و مواردي از اين دست. تو گويي كه جوليان آسانگ مامور اطلاعاتي سازمان سيا يا مامور موساد و MI6 است. البته اين نه نخستين پديده بين‌المللي است، نه آخرين آن كه براي تبيين و تفسير آن نخبگان سياسي ما به جاي تلاش در فهم و تبيين واقعيت‌هاي آن پديده، رفته‌اند به دنبال اين قبيل تئوري‌ها و فرضيه‌ها.

في‌الواقع مي‌توان اين پرسش تلخ و گزنده را مطرح كرد كه در تبيين و تحليل كدام رويداد بين‌المللي ما به دنبال تئوري‌هاي اين‌گونه نرفته‌ايم. آيا حتي يك واقعه و تحول بين‌المللي از ظهور طالبان گرفته تا حمله عراق به كويت تا 11 سپتامبر، تا حمله امريكا به عراق و... را مي‌توان يافت كه در تبيين و تحليل آن ما به جز رويكرد و تحليل‌هاي اينچنين، تحليل و تبيين ديگري توانسته‌ايم ارائه دهيم؟

آيا ما ظهور القاعده و طالبان و 11 سپتامبر را هم به خود امريكايي‌ها نسبت نمي‌دهيم؟ آيا غير از آن بود كه ما حمله عراق به كويت و اشغال آن كشور را به دستور امريكا نمي‌پنداشتيم؟ آيا ما حمله امريكا به عراق را آغاز طرح خاورميانه بزرگ نمي‌پنداشتيم؟ آيا كم گفتيم و نوشتيم كه امريكايي‌ها براي دستيابي به منابع نفت و گاز آن كشور به عراق حمله كردند؟ آيا حتي يك واقعه و تحول يافت مي‌شود كه ما آن را به امريكايي‌ها و صهيونيست‌ها نسبت ندهيم؟ طرفه آنكه در مواردي كه آن تحول خيلي به سود و نفع امريكايي‌ها تمام نمي‌شود، مي‌گوييم امريكايي‌ها در اهداف‌شان و در آن طرح ناكام ماندند. به عبارت ديگر در آن تحولات هم سرنخ همچنان دست خود امريكايي‌ها و صهيونيست‌هاست منتها موفق نمي‌شوند و شكست مي‌خورند.

معضل اساسي هم آن است كه مبلغ و مبشر تئوري‌هاي توطئه شماري از تحصيلكرده‌ها و متخصصان‌ جامعه هستند. تئوري‌هاي توطئه‌اي كه در خصوص ويكي‌ليكس برشمرديم نه توسط مشتي افراد سطحي و كم‌دانش توليد شده‌اند بلكه رواج آنان از جانب افراد متخصص و صاحب‌نظراني بود كه بعضاً متخصص و كارشناس روابط بين‌الملل، استاد دانشگاه، صاحب‌نظر، مدير موسسه يوروسويك لندن، نويسنده و... بودند. اين هم حكايت غم‌انگيزي است كه رويكرد تئوري‌هاي توطئه در جامعه ما حد و مرز اجتماعي ندارد. بي‌اعتمادي و گريز از واقعيت، اينكه ممكن است و اين احتمال هم وجود دارد كه واقعيت ويكي‌ليكس و جوليان آسانگ هماني باشد كه به نظر مي‌رسد، در ميان نخبگان سياسي و اساتيد دانشگاهي ما همان قدر ريشه‌دار است كه در ميان عوام و اقشار و لايحه‌هاي كمتر تحصيلكرده جامعه ما. طرفه آنكه تئوري‌هاي توطئه و فرضيه‌هاي دايي‌جان ناپلئوني نخبگان ما خيلي پيچيده، پرطمطراق و «علمي» است در حالي كه عوام به تعبير عوامانه مي‌گويند «كار، كار انگليسي‌هاست»، «دست خودشان است» و «كاسه‌اي زير نيم‌كاسه است».

حال در اين مورد داستان ويكي‌ليكس هم بعداً معلوم خواهد شد كه آيا برنامه‌هاي خودشان بوده است.