این شعر نیست، سوال است
یکی بگوید آزادی یعنی چه!
گفتیم آزادی ِ جنسی
گفتند شان آزادی این نیست
گفتیم آزادی ِ بیان
گفتند هر هرزه گویی اسمش بیان نیست
گفتیم آزادی ِ فکر
گفتند سیاست و بیگانگان بر فکر تو تاثیر می گذارند
گفتیم آزادی اگر اینها نیست
پس چیست؟
پاسخ نداند
ریشخند کردند که:
این را
نمی داند و بحث می کند
گفتیم: آزادی ِ ولم کن به درد ِ خودم بمیرم چطور است؟
گفتند هرج و مرج می شود
گفتیم بیا
این ماتحت ما و این احلیل ِ تو
تا ته بچپان
بزن
بکش
اگر آزادی ِ کشته شدن داشته باشیم
داریم؟
گفتند سیاهنمایی می کنی
خاموش نگاهشان کردیم
دلمان می خواست بمیریم
اما
دق کردیم
عليرضا روشن
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ ساعت توسط نیایش
|